یکی یه دونه
٧تیر با مامان جون بدون هیچ دلیلی قهر کردی، مامان جون که زنگ میزد باهات صحبت کنه می گفتی قهرم و باهاش صحبت نمی کردی از طرفی رفتی عکس مامان جون باباجونو که رو میز توالت مامان بود و برعکس گذاشتی... دست من و بابا، دست مامان جون و باباجون و میگیری میذاری تو دست هم، دست به دست میدی... دوست داری همه دور هم باشیم... میای پشت من رو کولم میگی اوشین... پیتیکو سوراخ شد و انداختمش دور، امروز اومدی آروم رو من نشستی پیتیکو می کنی برعکس همیشه که خیلی خشن و با سرعت اینکارو می کردی، جای گاز هم مرتب بوسم می کردی... گاهی از کف سرم هم گاز می گیری... جینگیلی، زینگیلی، نینگو هم رمزته، وقتی خیلی شادی با این صدام می کنی... امروز گربه و سگ و به انگلیسی یاد گرفتی...

ابوالفضل و مهدی دوست ابوالفضل در حال بازی با پازل...

عاشق این حرکتی که هراز چند گاهی بابا باهات می کنه و سریع من و صدا میزنی...

اینم شده کارتن اسباب بازیهات

قربون خنده هات



یکی یه دونه
